ღ❤ღ اولین و آخرین عشقღ❤ღ  
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 5 آذر 1391برچسب:, توسط M-_-A |

دختر:من حسودیم میشه وقتی دخترای دیگه بهت نگاه میکنن!

پسر:حسودی نکن عزیزم!

دختر:چرا؟

پسر:چون تو چیزی داری که اونا ندارن!

دختر:چی؟؟؟

پسر:قلبم

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 5 آذر 1391برچسب:, توسط M-_-A |

 


 

روزی می رسد ...

 

 


 

 

که دلت برای هیچ کس به اندازه من تنگ نخواهد شد...


 

 

 برای نگاه کردنم خندیدنم , اذیت کردنم ...

 

 


 

 

 برای تمام لحظاتی که در کنارم داشتی ...

 

 


 

 

 روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود..


 من می دانم روزی که نباشم هیچکس تکرار من نخواهد شد!

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 5 آذر 1391برچسب:, توسط M-_-A |

 

 


ببینمت. . . گونه هایت خیس اســـت . . . باز با این رفیق نابابـــــت

 

. . نامش چه بود؟ هان! باران. . . باز با "باران " قدم زدی ؟ هزار بار گفتم

باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها . . . همدم خوبی نیست برای درد ها . . .